غربالگری سرطان سینه مزایا و معایب خاص خود را دارد. اخیراً گروهی از محققان به بررسی خطر تشخیص بیش از حد در این نوع غربالگری پرداختهاند. نتایج این تحقیق نشان میدهد که این خطر ممکن است کمتر از آنچه که تصور میشود، باشد.
در زمینه غربالگری سرطان سینه، میزان تشخیص بیش از حد موضوعی بحثبرانگیز است و مطالعات مختلفی در این زمینه نتایج متفاوتی ارائه دادهاند. سیز هله نیور، استاد دانشگاه دانمارک جنوبی و یکی از نویسندگان این مطالعه، توضیح داد: «هدف ما از این تحقیق، جمعآوری دادههای تمامی آزمایشهای کنترلشده تصادفی برای بهدست آوردن تصویری واضحتر از میزان تشخیص بیش از حد در غربالگری سرطان سینه بود.» این مطالعه در تاریخ 14 سپتامبر 2026 در Journal of the National Cancer Institute منتشر شد.
محققان با ترکیب و تجزیه و تحلیل دادههای تمامی آزمایشهای تصادفی در مورد غربالگری سرطان سینه با استفاده از ماموگرافی، به بررسی این موضوع پرداختند. آنها از دادههای دانمارکی به عنوان مرجع استفاده کردند، زیرا غربالگری سازمانیافته سرطان سینه در برخی مناطق دانمارک 17 سال قبل از دیگر مناطق آغاز شده بود. این موضوع به آنها اجازه داد تا تغییرات در تشخیصها را در طول زمان مشاهده کنند.
نتایج نشان داد که تعداد بالای موارد تشخیص دادهشده سرطان سینه در آزمایشهای تصادفی بهطور نزدیک به آنچه که در یک جمعیت دانمارکی تحت غربالگری انتظار میرود، مطابقت دارد و میزان تشخیص بیش از حد در این جمعیت کمتر از 5 درصد برآورد شده است.
محققان بر این باورند که برخی از برآوردهای قبلی که نشاندهنده میزان بالای تشخیص بیش از حد بودند، بر اساس دادههای اولیهای بودهاند که به بلوغ کامل آزمایشهای بالینی نرسیده بودند. متیجکا ربولج، اپیدمیولوژیست دانشگاه کوئین ماری لندن و یکی دیگر از نویسندگان این مطالعه، افزود: «دادههای آزمایشهای تصادفی در زمینه زمانبندی کامل خود نشان میدهد که میزان تشخیص بیش از حد کمتر از 5 درصد است، نه نزدیک به 50 درصد.»
این دادههای جدید برای دانشمندان امیدوارکننده است و نشان میدهد که مزایای غربالگری سازمانیافته سرطان سینه بر خطرات آن، حداقل در زمینه تشخیص بیش از حد و درمانهای غیرضروری، پیشی میگیرد. با این حال، مهم است که زنان اطلاعات دقیق و قابل اعتمادی درباره مزایا و معایب این نوع غربالگری دریافت کنند تا بتوانند با آگاهی کامل تصمیم بگیرند که آیا در این برنامه شرکت کنند یا خیر.




